einfach
همینطوری، بهسادگی؛ فقط
در داستانها
Sie wählte nicht das teure Modell, sondern das einfache in Schwarz.
او نه مدل گران، بلکه مدل ساده به رنگ سیاه را انتخاب کرد.
»Der Anbieter darf den Preis nicht einfach verlangen«, sagte sie.
«شرکت اجازه ندارد قیمت را همینطوری مطالبه کند»، او گفت.
Sie hatte sie einfach gebraucht.
او آنها را فقط استفاده کرده بود.
»Wir sagen einfach nichts«, meinte Emre.
«ما همینطوری چیزی نمیگوییم»، امره گفت.
»Nach dem Umzug hatten wir einfach keine Kraft mehr.
«بعد از اسبابکشی ما واقعاً دیگر توانی نداشتیم.
Die Idee war einfach: Kaputte Dinge sollten nicht weggeworfen, sondern repariert werden.
ایده ساده بود: وسایل خراب نباید دور انداخته شوند، بلکه باید تعمیر شوند.