der Übersetzer
مترجم
در داستانها
Herr Karimi arbeitete freiberuflich als Übersetzer.
آقای کریمی بهطور آزاد بهعنوان مترجم کار میکرد.
Herr Karimi arbeitete seit Jahren als Übersetzer.
آقای کریمی سالها بود بهعنوان مترجم کار میکرد.
Als Übersetzer wusste er, dass ein höflicher Brief oft mehr bewirkt als ein wütender Anruf.
بهعنوان مترجم او میدانست، که یک نامهٔ مؤدبانه اغلب از یک تماس خشمگین اثر بیشتری دارد.
واژههای مرتبط
anrufen زنگ زدن · schreiben نوشتن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · der Herr آقا · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · sitzen نشستن · wollen خواستن · arbeiten کار کردن · neu جدید · sehen دیدن · von از · ganz تمام، کامل