natürlich
البته، طبیعتاً
در داستانها
»Ja, natürlich«, sagt Kian.
«بله، البته»، کیان میگوید.
»Natürlich!
«البته!
»Natürlich«, sagt die Nachbarin.
«البته»، همسایه میگوید.
»Natürlich, ich komme sofort.«
«البته، من فوراً میآیم.»
»Natürlich!
«البته!
واژههای مرتبط
aber اما · in در · am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · der Abschied خداحافظی · atmen نفس کشیدن · ausgehen خاموش شدن؛ بیرون رفتن · die Aussicht منظره · behalten نگه داشتن