schützen
schützt, schützte, hat geschützt
محافظت کردن
در داستانها
Die Versicherung schützte nur vor Schäden, die er selbst verursacht hatte.
بیمه فقط در برابر خسارتهایی محافظت میکرد که او خودش به بار آورده بود.
»Weil der Boden geschützt werden muss«, sagte Hanne.
«چون خاک باید محافظت شود»، هانه گفت.
واژههای مرتبط
wollen خواستن · arbeiten کار کردن · neu جدید · sehen دیدن · von از · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن