واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

seitdem

قید

از آن زمان؛ از وقتی که

در داستان‌ها

Seitdem sie ein Auslandssemester in Istanbul gemacht hatte, sprach sie Englisch flüssig.

از وقتی که او یک ترم خارج از کشور در استانبول گذرانده بود، انگلیسی را روان حرف می‌زد.

Meine Sprachen (سطح B1)

Seitdem sie in der Firma arbeitete, sprach sie den ganzen Tag Deutsch.

از وقتی که او در شرکت کار می‌کرد، تمام روز آلمانی حرف می‌زد.

Meine Sprachen (سطح B1)

Am Ende stand ein Satz: »Seitdem ich mehrere Sprachen spreche, habe ich mehr als ein Zuhause.«

در پایان یک جمله نوشته شده بود: «از وقتی که من به چند زبان حرف می‌زنم، بیش از یک خانه دارم.»

Meine Sprachen (سطح B1)

Tarik war seitdem zweimal umgezogen.

طارق از آن زمان دو بار اسباب‌کشی کرده بود.

Die Karte ist weg (سطح B1)