واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

verdienen

فعل · B1

verdient, verdiente, hat verdient

درآمد داشتن، پول درآوردن

در داستان‌ها

Obwohl er gut verdiente, machte er sich Sorgen um seine Zukunft.

با اینکه او خوب درآمد داشت، نگران آینده‌اش بود.

Fünf Euro mehr (سطح B1)

»Viele Firmen verdienen mehr, wenn man ein neues Gerät kauft.

«خیلی از شرکت‌ها بیشتر پول درمی‌آورند، وقتی مردم یک دستگاه نو می‌خرند.

Das Reparaturcafé (سطح B2)

»Einerseits verdiene ich mehr Geld«, erklärte Nadia.

«از یک طرف پول بیشتری درمی‌آورم»، نادیا توضیح داد.

Die Beförderung (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

gut خوب · die Woche هفته · jetzt حالا · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · auch همچنین، حتی · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · noch هنوز · der Tag روز