diesmal
این بار
در داستانها
Diesmal schrieb sie eine Mail.
این بار او یک ایمیل نوشت.
Diesmal ging es ins Sauerland, und der Weg war steiler als gedacht.
این بار به زاورلند رفتند، و راه از آنچه فکر میکرد شیبدارتر بود.
Diesmal verstand sie den Satz allein: Weil ihre Ausbildung anders gewesen war, musste sie noch eine Prüfung machen.
این بار او جمله را خودش فهمید: چون تحصیلاتش متفاوت بود، باید یک امتحان دیگر هم میداد.
Farah las den Satz laut vor, und diesmal klang das Behördendeutsch wie Musik.
فرح جمله را بلند خواند، و این بار آلمانیِ اداری مثل موسیقی به گوشش آمد.