folgen
folgt, folgte, ist gefolgt
آمدن (بعد از)؛ دنبال کردن
در داستانها
Darunter folgte eine lange Liste.
زیرش یک فهرست بلند آمده بود.
واژههای مرتبط
nicht نه · in در · haben داشتن · sein بودن · und و · der Abschluss مدرک تحصیلی؛ پایان · anerkennen به رسمیت شناختن · der Ausgleich جبران، تعادل · die Ausübung اشتغال (به حرفه)، انجام · die Beglaubigung تأیید رسمی (کپی) · die Behörde اداره (دولتی) · die Berufserfahrung سابقهٔ کار