die Behörde
اداره (دولتی)
در داستانها
Im März kam der erste Brief der Behörde.
در ماه مارس اولین نامهٔ اداره رسید.
واژههای مرتبط
der Brief نامه · halb نیم · prüfen بررسی کردن · endlich بالاخره، سرانجام · früher قدیمها، سابقاً · dauern طول کشیدن · weil چون · werden فعل کمکی مجهول (میشود، شد) · über دربارهٔ، از · zuerst اول · dort آنجا · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem)