واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

die Berufserfahrung

اسم · جمع: Berufserfahrungen · B2

سابقهٔ کار

در داستان‌ها

Also sammelte Farah ihre Unterlagen: die Übersetzung ihres Diploms, den Nachweis über ihre Berufserfahrung und die Bestätigung ihrer Deutschkenntnisse.

پس فرح مدارکش را جمع کرد: ترجمهٔ مدرک تحصیلی‌اش، گواهی سابقهٔ کارش و تأییدیهٔ مهارت آلمانی‌اش.

Die Anerkennung (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · bei نزدِ، در · doch که (تأکید) · lesen خواندن · lange مدت زیادی · schreiben نوشتن · zeigen نشان دادن · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · wollen خواستن · arbeiten کار کردن · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل