der Juni
ژوئن
در داستانها
Im Juni kam der zweite Brief.
در ماه ژوئن نامهٔ دوم رسید.
واژههای مرتبط
die Behörde اداره (دولتی) · die Berufserfahrung سابقهٔ کار · darunter زیر آن · die Deutschkenntnisse مهارت زبان آلمانی · das Diplom مدرک تحصیلی، دیپلم · einreichen ارائه دادن (مدارک) · erforderlich لازم · die Erlaubnis اجازه، مجوز · erteilen دادن (اجازه، رسمی) · feststellen مشخص کردن، متوجه شدن · folgen آمدن (بعد از)؛ دنبال کردن · folgend زیر، بعدی