einreichen
reicht ein, reichte ein, hat eingereicht
ارائه دادن (مدارک)
در داستانها
»Nach Prüfung der eingereichten Unterlagen wurden wesentliche Unterschiede festgestellt.
«پس از بررسی مدارک ارسالشده، تفاوتهای اساسی مشخص شد.
واژههای مرتبط
machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · wieder دوباره · die Frau خانم؛ زن · nach به (مقصد)؛ برای · noch هنوز · können توانستن · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · lachen خندیدن