vorlesen
liest vor, las vor, hat vorgelesen
بلند خواندن
در داستانها
Farah las den Satz laut vor, und diesmal klang das Behördendeutsch wie Musik.
فرح جمله را بلند خواند، و این بار آلمانیِ اداری مثل موسیقی به گوشش آمد.
واژههای مرتبط
arbeiten کار کردن · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · wie مثل؛ چطور · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · wieder دوباره · die Frau خانم؛ زن · nach به (مقصد)؛ برای