das Behördendeutsch
آلمانیِ اداری
در داستانها
»Das ist Behördendeutsch«, lachte Frau Lorenz.
«این آلمانیِ اداری است»، خانم لورنتس خندید.
Farah las den Satz laut vor, und diesmal klang das Behördendeutsch wie Musik.
فرح جمله را بلند خواند، و این بار آلمانیِ اداری مثل موسیقی به گوشش آمد.
Frau Lorenz, Sie erinnern sich bestimmt, mir mein erstes Behördendeutsch übersetzt zu haben.«
خانم لورنتس، شما حتماً یادتان هست، که اولین متنهای اداریام را برایم ترجمه کردهاید.»
واژههای مرتبط
zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن · lachen خندیدن · dann بعد · kommen آمدن · im در (in + dem) · mit با · nicht نه · aber اما · in در