واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

der Nachweis

اسم · جمع: Nachweise · B2

مدرک، گواهی

در داستان‌ها

Also sammelte Farah ihre Unterlagen: die Übersetzung ihres Diploms, den Nachweis über ihre Berufserfahrung und die Bestätigung ihrer Deutschkenntnisse.

پس فرح مدارکش را جمع کرد: ترجمهٔ مدرک تحصیلی‌اش، گواهی سابقهٔ کارش و تأییدیهٔ مهارت آلمانی‌اش.

Die Anerkennung (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

wieder دوباره · die Frau خانم؛ زن · nach به (مقصد)؛ برای · noch هنوز · können توانستن · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · lachen خندیدن · dann بعد · kommen آمدن · im در (in + dem) · nicht نه