واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

dreimal

قید · B1

سه بار

در داستان‌ها

Nadia las die Nachricht dreimal.

نادیا پیام را سه بار خواند.

Woran soll ich mich gewöhnen? (سطح B1)

Farah las ihn dreimal.

فرح آن را سه بار خواند.

Die Anerkennung (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

sagen گفتن · sein بودن · und و · bisschen کمی · das Büro دفتر · davor از آن · die Direktheit رک بودن، صراحت · halb so schlimm آن‌قدرها هم بد نیست · interessieren جالب بودن برای · kritisieren انتقاد کردن · mit wem با چه کسی · optimal ایده‌آل، بهینه