optimal
ایدهآل، بهینه
در داستانها
Mein Vorschlag war nicht optimal.
پیشنهادم ایدهآل نبود.
Und wenn ein Vorschlag nicht optimal war, sagte sie es jetzt selbst.
و اگر پیشنهادی ایدهآل نبود، حالا خودش آن را میگفت.
واژههای مرتبط
von از · ganz تمام، کامل · seit از (زمان)؛ از وقتی که · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · so اینطور، چنین؛ چه (تعجب) · für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · die Woche هفته · jetzt حالا