واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

optimal

صفت · B1

ایده‌آل، بهینه

در داستان‌ها

Mein Vorschlag war nicht optimal.

پیشنهادم ایده‌آل نبود.

Woran soll ich mich gewöhnen? (سطح B1)

Und wenn ein Vorschlag nicht optimal war, sagte sie es jetzt selbst.

و اگر پیشنهادی ایده‌آل نبود، حالا خودش آن را می‌گفت.

Woran soll ich mich gewöhnen? (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

von از · ganz تمام، کامل · seit از (زمان)؛ از وقتی که · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · so این‌طور، چنین؛ چه (تعجب) · für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · die Woche هفته · jetzt حالا