واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Deutschprüfung

اسم · جمع: Deutschprüfungen · B1

امتحان آلمانی

در داستان‌ها

Am Tag der Deutschprüfung wachte Farah um halb acht auf.

روز امتحان آلمانی فرح ساعت هفت و نیم بیدار شد.

Der Tag der Prüfung (سطح B1)

Nach ihrer Deutschprüfung wollte Farah endlich wieder als Apothekerin arbeiten.

بعد از امتحان آلمانی‌اش فرح می‌خواست بالاخره دوباره به‌عنوان داروساز کار کند.

Die Anerkennung (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

später بعد · trinken نوشیدن · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · bei نزدِ، در · die Tür در · die Uhr ساعت · doch که (تأکید) · lesen خواندن · die Mutter مادر · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · anrufen زنگ زدن · lange مدت زیادی