واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

die Pizza

اسم · جمع: Pizzas

پیتزا

در داستان‌ها

Ich habe Fußball gesehen und Pizza bestellt.«

من فوتبال تماشا کردم و پیتزا سفارش دادم.»

Samiras Wochenende (سطح A2)

»Ich kann nur Pizza bestellen!«

«من فقط می‌توانم پیتزا سفارش بدهم!»

Ein Samstag in Hamburg (سطح A2)