der Test
آزمایش، تست
در داستانها
»Gut, ich übernehme die Verantwortung für die Tests.«
«باشد، من مسئولیت تستها را بر عهده میگیرم.»
واژههای مرتبط
schlafen خوابیدن · die Arbeit کار · das Bett تخت · erklären توضیح دادن · früh زود، قبلاً · möchten خواستن (مؤدبانه)، میل داشتن · gern با علاقه، با میل · wenn اگر، وقتی که · groß بزرگ · lange مدت زیادی · schreiben نوشتن · der Herr آقا