واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

der Winter

اسم · جمع: Winter · B1

زمستان

در داستان‌ها

»Und im Winter?«, fragte Lea.

«و در زمستان؟»، لئا پرسید.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

»Im Winter aßen wir, was wir im Herbst eingemacht hatten«, sagte die Großmutter.

«در زمستان ما چیزی را می‌خوردیم که ما در پاییز کنسرو کرده بودیم»، مادربزرگ گفت.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

Für uns war das keine Mode, sondern der Winter.«

برای ما این مد نبود، بلکه زمستان بود.»

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

Seit ihrem Sturz im Winter konnte sie die Treppe kaum noch hinaufsteigen.

از زمانِ زمین خوردنش در زمستان او دیگر به‌سختی می‌توانست از پله‌ها بالا برود.

Oma zieht um (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

der Herbst پاییز · das Obst میوه · perfekt بی‌نقص · selten به‌ندرت · anders متفاوت · besser بهتر · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · das Erdgeschoss طبقهٔ همکف · sondern بلکه · kaum تقریباً نه، به‌ندرت · gerade الان؛ تازه · leben زندگی کردن