die Enkelin
نوه (دختر)
در داستانها
Die Großmutter setzte sich und sah ihrer Enkelin zu.
مادربزرگ نشست و نوهاش را تماشا کرد.
واژههای مرتبط
die Banane موز · die Gurke خیار · unter در طولِ؛ زیرِ · das Fleisch گوشت · der Schrank کابینت، کمد · der Sommer تابستان · der Apfel سیب · der Oktober اکتبر · schmecken مزه دادن، خوشمزه بودن · das Stück تکه · die Tomate گوجهفرنگی · wenig کم