واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

der Fußball

اسم · A2

فوتبال

در داستان‌ها

Ich habe Fußball gesehen und Pizza bestellt.«

من فوتبال تماشا کردم و پیتزا سفارش دادم.»

Samiras Wochenende (سطح A2)

»Darf ich am Samstag Fußball spielen?«, fragt Lukas.

«اجازه دارم شنبه فوتبال بازی کنم؟»، لوکاس می‌پرسد.

Lukas muss zum Arzt (سطح A2)

Lukas ist traurig, weil er Fußball liebt.

لوکاس غمگین است، چون او فوتبال را دوست دارد.

Lukas muss zum Arzt (سطح A2)

»Und ich darf keinen Fußball spielen.«

«و من اجازه ندارم فوتبال بازی کنم.»

Lukas muss zum Arzt (سطح A2)

Am Samstag darf er wieder Fußball spielen.

شنبه او دوباره اجازه دارد فوتبال بازی کند.

Lukas muss zum Arzt (سطح A2)

Mittags aßen sie zusammen in der Kantine und redeten über Fußball.

ظهر آنها با هم در غذاخوری غذا خوردند و دربارهٔ فوتبال حرف زدند.

Woran soll ich mich gewöhnen? (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

die Operation عمل جراحی · operieren عمل کردن · optimal ایده‌آل، بهینه · röntgen عکس رادیولوژی گرفتن · das Röntgenbild عکس رادیولوژی · sauer عصبانی · schwitzen عرق کردن · sicher مطمئن · die Stufe پله · stürzen افتادن، زمین خوردن · total حسابی، کاملاً · die Tour مسیر، نوبت کاری