das Modell
مدل
در داستانها
Sie wählte nicht das teure Modell, sondern das einfache in Schwarz.
او نه مدل گران، بلکه مدل ساده به رنگ سیاه را انتخاب کرد.
Sie nannte ihre Kundennummer und wollte die Lieferung reklamieren: Nicht die Marke war falsch, sondern das Modell.
او شمارهٔ مشتریاش را گفت و میخواست از تحویل شکایت کند: نه برند اشتباه بود، بلکه مدل.
واژههای مرتبط
entschuldigen بخشیدن، عذر پذیرفتن · erledigt تمامشده، انجامشده · erreichen رسیدن به، تماس گرفتن با · der Ersatz جایگزین · erwarten انتظار داشتن · der Fehler اشتباه · in ordnung sein درست بودن، مشکلی نداشتن · der Irrtum اشتباه · die Kaffeemaschine قهوهساز · kleben چسباندن · korrekt درست، صحیح · die Kundennummer شمارهٔ مشتری