rufen
ruft, rief, hat gerufen
صدا زدن
در داستانها
»Ben, haben wir kein Brot?«, ruft Tara.
«بن، ما نان نداریم؟»، تارا صدا میزند.
Dann ruft ihn die Ärztin, Frau Yazdi.
بعد دکتر، خانم یزدی، او را صدا میزند.
»Schau mal, da unten ist unser Dorf!«, rief Ilka.
«ببین، آن پایین روستای ماست!»، ایلکا فریاد زد.