die Sache
ماجرا، موضوع
در داستانها
Die Leute meinen die Sache, nicht dich.«
مردم موضوع را میگویند، نه تو را.»
Frau Novak trank ihren ersten Kaffee und vergaß die Sache.
خانم نواک اولین قهوهاش را نوشید و ماجرا را فراموش کرد.
Sie hatte nichts vergessen, außer einer Sache: ein Buch, um im Wartezimmer nicht die ganze Zeit aufs Handy zu schauen.
او چیزی را فراموش نکرده بود، جز یک چیز: یک کتاب، تا در اتاق انتظار تمام مدت به گوشی نگاه نکند.