die Sache
ماجرا، موضوع
در داستانها
Die Leute meinen die Sache, nicht dich.«
مردم موضوع را میگویند، نه تو را.»
Frau Novak trank ihren ersten Kaffee und vergaß die Sache.
خانم نواک اولین قهوهاش را نوشید و ماجرا را فراموش کرد.
Sie hatte nichts vergessen, außer einer Sache: ein Buch, um im Wartezimmer nicht die ganze Zeit aufs Handy zu schauen.
او چیزی را فراموش نکرده بود، جز یک چیز: یک کتاب، تا در اتاق انتظار تمام مدت به گوشی نگاه نکند.
واژههای مرتبط
um … zu تا، برای اینکه (یک فاعل) · umgehend فوراً، بیدرنگ · der Verband پانسمان · der Verbandwechsel تعویض پانسمان · verbessern بهتر کردن · der Vorgang مورد، پرونده · der Vorschlag پیشنهاد · wählen انتخاب کردن · wechseln عوض کردن · woran به چه · worüber از چه چیزی، دربارهٔ چه · worum دربارهٔ چه