die Tasse
فنجان
در داستانها
Am Ende haben sie einen alten Stuhl, ein kleines Bild und eine grüne Tasse.
در آخر آنها یک صندلی قدیمی، یک تابلوی کوچک و یک فنجان سبز دارند.
واژههای مرتبط
tragen بردن، حمل کردن · stellen مطرح کردن (سؤال)؛ قرار دادن · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن · nach به (مقصد)؛ برای · der Tag روز · die Lampe چراغ · über بالای، روی · freundlich مهربان، خوشبرخورد · grün سبز · kaputt خراب، از بین رفته · teuer گران · warm گرم