zögern
zögert, zögerte, hat gezögert
مردد شدن، تردید کردن
در داستانها
Herr Karimi zögerte.
آقای کریمی مردد شد.
Nasrin zögerte.
نسرین مردد ماند.
Nasrin zögerte kurz.
نسرین کمی مکث کرد.
واژههای مرتبط
der Chor گروه کر · die Erwachsenenbildung آموزش بزرگسالان · finanziell از نظر مالی · freiberuflich آزاد، خویشفرما · gar nicht اصلاً (نه) · gegenüber روبهروی · gelten معتبر بودن · der Gewinn برد، سود · herunterladen دانلود کردن · das Hinausgehen بیرون رفتن · hinfahren (به آنجا) رفتن · kündigen فسخ کردن، لغو کردن