zögern
zögert, zögerte, hat gezögert
مردد شدن، تردید کردن
در داستانها
Herr Karimi zögerte.
آقای کریمی مردد شد.
Nasrin zögerte.
نسرین مردد ماند.
Nasrin zögerte kurz.
نسرین کمی مکث کرد.
zögert, zögerte, hat gezögert
مردد شدن، تردید کردن
Herr Karimi zögerte.
آقای کریمی مردد شد.
Nasrin zögerte.
نسرین مردد ماند.
Nasrin zögerte kurz.
نسرین کمی مکث کرد.