böse
دلخور، عصبانی
در داستانها
Am nächsten Montag ist Samira ein bisschen böse.
دوشنبهٔ بعد سمیرا کمی دلخور است.
واژههای مرتبط
fahren رفتن (با وسیله)، راندن · kaputt خراب، از بین رفته · wann کی · das Bett تخت · laufen راه رفتن، دویدن · der Tisch میز · essen خوردن · früh زود، قبلاً · rot قرمز · kochen آشپزی کردن · dort آنجا · der Montag دوشنبه