der Eintopf
خورش، غذای یکقابلمهای
در داستانها
»Ein Eintopf aus dem Iran, mit Kräutern, Bohnen und Fleisch.
«یک خورش ایرانی، با سبزی، لوبیا و گوشت.
واژههای مرتبط
doch که (تأکید) · erzählen تعریف کردن · lange مدت زیادی · ganz تمام، کامل · das Kraut سبزی معطر · der Markt بازار · probieren امتحان کردن، مزه کردن · das Gemüse سبزیجات · telefonieren تلفنی حرف زدن · kaufen خریدن · schlafen خوابیدن · der Sonntag یکشنبه