واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

probieren

فعل · A1

probiert, probierte, hat probiert

امتحان کردن، مزه کردن

در داستان‌ها

Tara probiert.

تارا مزه می‌کند.

Der leere Kühlschrank (سطح A1)

Die Kinder probieren.

بچه‌ها مزه می‌کنند.

Kuku Sabzi für alle (سطح A1)

»Das Ghormeh Sabzi möchte ich unbedingt probieren.«

«من حتماً می‌خواهم قورمه‌سبزی را امتحان کنم.»

Samiras Wochenende (سطح A2)

Ihr Vater probiert und lächelt.

پدرش مزه می‌کند و لبخند می‌زند.

Papa in Köln (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

lächeln لبخند زدن؛ لبخند · doch که (تأکید) · erzählen تعریف کردن · lange مدت زیادی · ganz تمام، کامل · nach به (مقصد)؛ برای · der Tag روز · euer مالِ شما (جمع، خودمانی) · Kuku Sabzi کوکو سبزی (غذای ایرانی) · lecker خوشمزه · nebenan همسایگی، خانهٔ بغلی · noch einmal یک بار دیگر