die Fahrt
سفر، مسیر
در داستانها
Die Fahrt hat drei Stunden gedauert.
سفر سه ساعت طول کشید.
واژههای مرتبط
kaputt خراب، از بین رفته · wann کی · das Bett تخت · laufen راه رفتن، دویدن · der Tisch میز · essen خوردن · früh زود، قبلاً · rot قرمز · kochen آشپزی کردن · dort آنجا · der Montag دوشنبه · die Stunde ساعت