واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

die Kanne

اسم · جمع: Kannen · A2

قوری، پارچ

در داستان‌ها

»Die Kanne gefällt mir sehr!

«از این قوری خیلی خوشم می‌آید!

Ein Geschenk für Mama (سطح A2)

Seit einem Jahr suche ich so eine Kanne.«

یک سال است که من دنبال چنین قوری‌ای می‌گردم.»

Ein Geschenk für Mama (سطح A2)

Am Abend trinkt die ganze Familie Tee aus der neuen Kanne.

شب همهٔ خانواده با قوری جدید چای می‌نوشند.

Ein Geschenk für Mama (سطح A2)

Samiras Bruder fragt: »Gehört die Kanne jetzt nur dir, Mama?«

برادر سمیرا می‌پرسد: «مامان، حالا قوری فقط مال تو است؟»

Ein Geschenk für Mama (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

besuchen به دیدن رفتن · die Familie خانواده · fahren رفتن (با وسیله)، راندن · teuer گران · die Tasche کیف؛ جیب · der Tee چای · der Euro یورو · suchen جستجو کردن، دنبال چیزی گشتن · möchten خواستن (مؤدبانه)، میل داشتن · der Nachmittag بعدازظهر · rot قرمز · schön زیبا، قشنگ