die Familie
خانواده
در داستانها
»Ist das deine Familie?«, fragt Jonas.
«این خانوادهات است؟»، یوناس میپرسد.
»Ja, das ist meine Familie in Schiras.«
«بله، این خانوادهام در شیراز است.»
»Deine Familie ist groß!«, sagt Jonas.
«خانوادهات بزرگ است!»، یوناس میگوید.
Und deine Familie?«
و خانوادهٔ تو؟»
»Meine Familie ist klein.
«خانوادهٔ من کوچک است.
Am Abend trinkt die ganze Familie Tee aus der neuen Kanne.
شب همهٔ خانواده با قوری جدید چای مینوشند.
واژههای مرتبط
die Karte کارت · die Lehrerin معلم (زن) · nervös عصبی · der Sommer تابستان · voll پر؛ شلوغ · vorsichtig محتاط، با احتیاط · das Zuhause خانه، سرپناه؛ وطن · der Bruder برادر · der Bus اتوبوس · der Flur راهرو · kosten قیمت داشتن · die Mama مامان