واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

das Zuhause

اسم · جمع: Zuhause · A1

خانه، سرپناه؛ وطن

در داستان‌ها

Die Wohnung ist klein, aber schon ein Zuhause.

آپارتمان کوچک است، اما از همین حالا یک خانه است.

Die neue Wohnung (سطح A1)

»Jetzt ist die Wohnung wirklich ein Zuhause«, sagt Sara.

«حالا آپارتمان واقعاً یک خانه است»، سارا می‌گوید.

Wo ist Zafran? (سطح A2)

Am Ende stand ein Satz: »Seitdem ich mehrere Sprachen spreche, habe ich mehr als ein Zuhause.«

در پایان یک جمله نوشته شده بود: «از وقتی که من به چند زبان حرف می‌زنم، بیش از یک خانه دارم.»

Meine Sprachen (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

die Angst ترس · besser بهتر · danach بعد از آن · davon از آن · hinter پشتِ · wenig کم · der Boden زمین، کف؛ خاک · erst تازه · langsam آهسته، آرام · leise ساکت، آرام · manchmal گاهی · stolz سربلند، مفتخر