der Bruder
برادر
در داستانها
Dann fragt Frau Weber zwei Männer: »Seid ihr Brüder?«
بعد خانم وبر از دو مرد میپرسد: «شما برادر هستید؟»
»Das ist mein Bruder Omid.
«این برادرم امید است.
Im Sommer besuche ich meinen Bruder.«
تابستان من به دیدن برادرم میروم.»
Am Samstag kocht Lukas für Samira und ihren Bruder.
شنبه لوکاس برای سمیرا و برادرش آشپزی میکند.
Samiras Bruder besucht ihn zum ersten Mal.
برادر سمیرا برای اولین بار به دیدن او میآید.
»Hast du die Soße selbst gemacht?«, fragt Samiras Bruder.
«سس را خودت درست کردهای؟»، برادر سمیرا میپرسد.
واژههای مرتبط
die Schwester خواهر · der Vater پدر · ein bisschen کمی، یک ذره · fahren رفتن (با وسیله)، راندن · heißen نام داشتن · immer همیشه · das Kind کودک · neben کنارِ · teuer گران · wer چه کسی · bitte لطفاً · die Frage سؤال