wer
چه کسی
در داستانها
»Wer sind Sie?«, fragt Frau Weber.
«شما چه کسی هستید؟»، خانم وبر میپرسد.
»Und wer ist das?«
«و این کیست؟»
»Und wer ist das?«, fragt Jonas.
«و این کیست؟»، یوناس میپرسد.
»Wem gehört dieser Schlüssel?«, fragte sie sich.
«این کلید مال کیست؟» از خودش پرسید.
»Und wer hätte mich dann vor Herrn Weber gewarnt?«
«و آنوقت چه کسی مرا از آقای وبر برحذر میداشت؟»
Wer lange genug in einem Fundbüro arbeitet, hört irgendwann auf, sich über die Menschen zu wundern.
هر کس که به اندازهٔ کافی طولانی در یک دفتر اشیاء گمشده کار کند، دیر یا زود از تعجب کردن دربارهٔ آدمها دست برمیدارد.