واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

die Mama

اسم · جمع: Mamas

مامان

در داستان‌ها

»Mama, ich möchte den Luftballon!«

«مامان، من بادکنک را می‌خواهم!»

Armans Geburtstag (سطح A1)

»Ja, Mama

«بله، مامان!»

Kians Familie (سطح A1)

Samiras Bruder fragt: »Gehört die Kanne jetzt nur dir, Mama

برادر سمیرا می‌پرسد: «مامان، حالا قوری فقط مال تو است؟»

Ein Geschenk für Mama (سطح A2)

»Mamas Essen ist immer am besten.«

«غذای مامان همیشه از همه بهتر است.»

Papa in Köln (سطح A2)