die Mama
مامان
در داستانها
»Mama, ich möchte den Luftballon!«
«مامان، من بادکنک را میخواهم!»
»Ja, Mama!«
«بله، مامان!»
Samiras Bruder fragt: »Gehört die Kanne jetzt nur dir, Mama?«
برادر سمیرا میپرسد: «مامان، حالا قوری فقط مال تو است؟»
»Mamas Essen ist immer am besten.«
«غذای مامان همیشه از همه بهتر است.»