واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

die Mama

اسم · جمع: Mamas · A1

مامان

در داستان‌ها

»Mama, ich möchte den Luftballon!«

«مامان، من بادکنک را می‌خواهم!»

Armans Geburtstag (سطح A1)

»Ja, Mama!«

«بله، مامان!»

Kians Familie (سطح A1)

Samiras Bruder fragt: »Gehört die Kanne jetzt nur dir, Mama?«

برادر سمیرا می‌پرسد: «مامان، حالا قوری فقط مال تو است؟»

Ein Geschenk für Mama (سطح A2)

»Mamas Essen ist immer am besten.«

«غذای مامان همیشه از همه بهتر است.»

Papa in Köln (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

heißen نام داشتن · immer همیشه · das Kind کودک · spielen بازی کردن، نواختن · teuer گران · warm گرم · wer چه کسی · zu بیش از حد، زیادی · backen پختن (کیک) · fast تقریباً · kaufen خریدن · der Kollege همکار