der Lieblingsplatz
جای محبوب
در داستانها
»Und Zafran hat schon ihren Lieblingsplatz.«
«و زعفران همین حالا جای محبوبش را دارد.»
واژههای مرتبط
am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · das Bad حمام · das Kissen بالش · malen نقاشی کردن، کشیدن · miau میو (صدای گربه) · plötzlich ناگهان · springen پریدن · der Teppich فرش