der Schal
شال گردن
در داستانها
Dort zeigt Lukas ihr einen roten Schal.
آنجا لوکاس به او یک شال قرمز نشان میدهد.
»Gefällt dir der Schal?«
«از این شال خوشت میآید؟»
واژههای مرتبط
fahren رفتن (با وسیله)، راندن · teuer گران · die Tasche کیف؛ جیب · der Tee چای · der Euro یورو · suchen جستجو کردن، دنبال چیزی گشتن · möchten خواستن (مؤدبانه)، میل داشتن · der Nachmittag بعدازظهر · rot قرمز · schön زیبا، قشنگ · helfen کمک کردن · nein نه