واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

die Antwort

اسم · جمع: Antworten · B2

جواب

در داستان‌ها

Ihr Chef wollte bis Freitag eine Antwort.

رئیسش تا جمعه یک جواب می‌خواست.

Die Beförderung (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

denken فکر کردن · die Freundin دوست‌دختر؛ دوست (زن) · möchten خواستن (مؤدبانه)، میل داشتن · wo کجا · bleiben ماندن · helfen کمک کردن · der Morgen صبح · lernen یاد گرفتن، آموختن · nächst بعدی، آینده · lächeln لبخند زدن؛ لبخند · bekommen دریافت کردن · wissen دانستن