der Handschuh
دستکش
در داستانها
Selin bekam Handschuhe und einen Korb.
سلین دستکش و یک سبد گرفت.
واژههای مرتبط
das Kind کودک · warum چرا · kaufen خریدن · der Supermarkt سوپرمارکت · warten منتظر ماندن؛ منتظر ماندن (auf) · müde خسته · weil چون · eigentlich راستی، در واقع · das Essen غذا؛ خوردن · früh زود، قبلاً · der Nachmittag بعدازظهر · wo کجا