واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Hitze

اسم · B1

گرما

در داستان‌ها

Jetzt planen wir mit der Hitze.«

حالا ما با گرما برنامه‌ریزی می‌کنیم.»

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

die Tomate گوجه‌فرنگی · verkaufen فروختن · anfangen شروع کردن، راه انداختن · der Boden زمین، کف؛ خاک · das Gemüse سبزیجات · mittags ظهرها؛ ظهر · die Hand دست · kaputt خراب، از بین رفته · das Kind کودک · warum چرا · kaufen خریدن · der Supermarkt سوپرمارکت