das Klima
اقلیم، آبوهوا
در داستانها
»Das Klima ändert sich«, sagte Hanne.
«اقلیم دارد عوض میشود»، هانه گفت.
واژههای مرتبط
die Tomate گوجهفرنگی · verkaufen فروختن · anfangen شروع کردن، راه انداختن · der Boden زمین، کف؛ خاک · das Gemüse سبزیجات · mittags ظهرها؛ ظهر · die Hand دست · kaputt خراب، از بین رفته · das Kind کودک · warum چرا · kaufen خریدن · der Supermarkt سوپرمارکت