واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

sich absichern

فعل · B1

sichert sich ab, sicherte sich ab, hat sich abgesichert

خود را تأمین کردن، بیمه کردن

در داستان‌ها

»Wie kann ich mich finanziell für das Alter absichern?«

«چطور می‌توانم از نظر مالی برای دوران پیری خودم را تأمین کنم؟»

Fünf Euro mehr (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

der Name نام · stellen مطرح کردن (سؤال)؛ قرار دادن · warten منتظر ماندن؛ منتظر ماندن (auf) · der Euro یورو · die Minute دقیقه · über دربارهٔ، از · wo کجا · alt قدیمی · dort آنجا · nie هیچ‌وقت · später بعد · bei نزدِ، در