der Süden
جنوب
در داستانها
Zu Hause sprach die Familie einen Dialekt aus dem Süden.
در خانه خانواده به لهجهای از جنوب حرف میزد.
واژههای مرتبط
die Woche هفته · viel خیلی · nur فقط · auch همچنین، حتی · stehen ایستادن · der Tag روز · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · auf روی؛ برای (منتظر) · lachen خندیدن · dann بعد