am liebsten
بیشتر از همه، ترجیحاً
در داستانها
Trotzdem dachte sie: Am liebsten hätte ich einen Laden, in dem jemand meinen Namen sagt.
با این حال او فکر کرد: کاش من مغازهای داشتم که کسی در آن نامم را بگوید.
واژههای مرتبط
der Tag روز · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن · im در (in + dem) · mit با · nicht نه · aber اما · in در · am در (an + dem)