der Ausweis
کارت شناسایی
در داستانها
Den Ausweis hatte sie zum Glück schon am Abend in die Tasche gelegt.
خوشبختانه کارت شناسایی را از شب قبل در کیفش گذاشته بود.
واژههای مرتبط
hören شنیدن · stellen مطرح کردن (سؤال)؛ قرار دادن · die Tasche کیف؛ جیب · das Bett تخت · der Kaffee قهوه · laufen راه رفتن، دویدن · die Minute دقیقه · das Deutsch زبان آلمانی؛ آلمانی · lernen یاد گرفتن، آموختن · später بعد · trinken نوشیدن · die Tür در