die Bergziege
بز کوهی
در داستانها
»Ich bin eben keine Bergziege«, lachte sie.
«خب من که بز کوهی نیستم»، او خندید.
واژههای مرتبط
da آنجا · die Minute دقیقه · denken فکر کردن · eigentlich راستی، در واقع · rot قرمز · kurz کوتاه · nächst بعدی، آینده · die Stunde ساعت · beim موقعِ (bei + dem) · wenn اگر، وقتی که · doch که (تأکید) · erzählen تعریف کردن