drehen
dreht, drehte, hat gedreht
چرخاندن
در داستانها
Sie hob ihn auf und drehte ihn langsam in der Hand.
او آن را برداشت و آهسته آن را در دستش چرخاند.
واژههای مرتبط
können توانستن · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · mit با · aber اما · in در · am در (an + dem) · sein بودن · und و · aufheben برداشتن (از زمین)